تهران باران خفیف ۷.۵° / ۱۴.۲° باد ۱۳.۳ km/h بارش ۱.۵ mm قابل قبول (۶۹)
بلایا در حال حاضر هشدار فعالی برای ایران ثبت نشده است.
BTC Bitcoin $63,850.00 +۲.۶۰% 61,849.00 / 64,060.00
تهران ایران ۱۷:۴۳:۰۶ UTC+3:30 Asia/Tehran

ترامپ برای پیروزی بر جمهوری اسلامی سه گزینه دارد، اما هیچ‌کدام آسان نیست

منبع: ایندیپندنت | زمان:
سال ۱۹۷۴، من یک ستوان جوان ارتش آمریکا بودم که زیر نظر کالین پاول‌‌ــ که در آن زمان سرهنگ دوم بود‌ــ خدمت می‌کردم. او فرمانده گردان ما در کره جنوبی بود. سال‌ها بعد، پاول در مقام رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، با دکترینی شناخته شد که بر این اصل تاکید داشت: آمریکا نباید نیروی نظامی خود را به کار گیرد، مگر آنکه هدف سیاسی روشن، نیروی کافی، حمایت افکار عمومی و راهبردی مشخص برای خروج از درگیری، داشته باشد. اکنون، یعنی نیم قرن بعد، می‌بینیم که در رویکرد واشنگتن درباره تهران، غایب اصلی نه یک سیستم تسلیحاتی، که همین معیار است. این اصل بار دیگر در جنگ جمهوری اسلامی ایران آزموده شده است. آتش‌بسی که در بهار به جنگ پایان داد، قرار بود فرصتی برای دیپلماسی فراهم کند، اما اکنون نیروهای آمریکایی بار دیگر مناطقی را در ایران هدف قرار می‌دهند، جمهوری اسلامی ایران بار دیگر کشتی‌‌های تجاری را تهدید می‌کند و تنگه هرمز دوباره به خطرناک‌ترین گلوگاه راهبردی جهان تبدیل شده است. الگویی آشنا و خطرناک هیچ‌یک از این تحولات به این معنا نیست که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در پاسخ نظامی خود اشتباه کرد. هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا نمی‌تواند اجازه دهد جمهوری اسلامی ایران به کشتی‌های تجاری حمله کند، جریان جهانی انرژی را تهدید کند یا اراده آمریکا را به چالش بکشد، بی‌آنکه با پیامدی روبه‌رو شود. بیانیه‌های رسمی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز همین الگو را تایید می‌کند: پس از آنکه جمهوری اسلامی ایران به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز حمله کرد، نیروهای آمریکایی با حمله به سامانه‌های پدافند هوایی، رادارهای ساحلی و تجهیزات دریایی ایران، تلاش کردند توانایی تهران را برای تهدید کشتی‌رانی  تضعیف کنند، اما اقدام تلافی‌جویانه راهبرد محسوب نمی‌شود. ایالات متحده اکنون دوباره به همان نقطه‌ای بازگشته است که پیش از اجرایی شدن یادداشت‌تفاهم قرار داشت: جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز اقدام‌های تحریک‌آمیز انجام می‌دهد، آمریکا پاسخ نظامی می‌دهد، تهران هزینه آن را تحمل می‌کند و در نهایت، پرونده هسته‌ای همچنان بی‌نتیجه و حل‌نشده باقی می‌ماند. سازمان بین‌المللی دریانوردی وابسته به سازمان ملل دهم ژوییه (۱۹ تیر)، از کشورهای عضو خواست با تلاش جمهوری اسلامی ایران برای در دست گرفتن یک‌جانبه کنترل عبورومرور کشتی‌ها از تنگه هرمز مخالفت کنند و این اقدام را نقض حقوق بین‌الملل دانست. تهران اصرار دارد که اقدام‌هایش با هدف تامین ایمنی دریانوردی انجام می‌شود، نه سلطه‌جویی. واشنگتن مسئله را از منظر آزادی کشتی‌رانی می‌بیند، تهران آن را اهرم فشار تلقی می‌کند و جهان نیز بیش از هر چیز، نگران افزایش قیمت نفت و خطر گسترش جنگ است. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field) ترامپ چه پایانی می‌خواهد؟ چالش اصلی ترامپ این نیست که آیا باید به اقدام‌های جمهوری اسلامی ایران پاسخ دهد یا نه. او ناگزیر به پاسخ دادن است. پرسش اساسی این است که این پاسخ‌ها قرار است به چه وضعیت نهایی و مطلوبی منجر شوند. بمب‌افکن‌ها می‌توانند رادارها، پرتابگرهای موشکی، انبارهای تسلیحات و شناورهای گشتی را نابود کنند، اما به‌تنهایی قادر نیستند یک نتیجه سیاسی را رقم بزنند تحقق چنین نتیجه‌ای مستلزم تعیین دقیق وضعیت مطلوب نهایی و اراده لازم برای تحقق آن است. پس ترامپ دقیقا چه می‌خواهد؟ آیا هدف او یک جمهوری اسلامی ایران فاقد سلاح هسته‌ای است؟ آیا می‌خواهد تنگه هرمز برای کشتی‌رانی آزاد و باز بماند یا هدفش ایرانی است که دیگر اسرائیل، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و تجارت بین‌المللی را تهدید نکند؟ همه این‌ها اهدافی ارزشمندند، اما این اهداف تا زمانی که تهران به این نتیجه نرسد که هزینه ادامه مقاومت از ارزش پایداری بیشتر است، تنها از طریق حملات مقطعی و واکنشی، تحقق نخواهند یافت. تفاوت نگاه ترامپ و تهران سبک مذاکره ترامپ معامله‌محور است و او منطق فشار، اهرم، هزینه و توافق را به‌خوبی درک می‌کند، اما تهران بر اساس جهان‌بینی متفاوتی عمل می‌کند که بیش از آنکه بر محاسبه سود و زیان تجاری استوار باشد، بر استقامت، ایدئولوژی، فداکاری و گذر زمان بنا شده است. وقتی ترامپ محاسبات تهران را «غیرمنطقی» می‌خواند، در واقع گرفتار نوعی «آینه‌انگاری» می‌شود؛ یعنی تصمیم‌های تهران را با منطق آمریکایی می‌سنجد، نه بر مبنای منطق و ملاحظات خود جمهوری اسلامی ایران. بی‌تردید، بقای نظام برای تهران اهمیت اساسی دارد، اما جمهوری اسلامی ایران مانند یک شریک تجاری که صرفا به دنبال معامله‌ای بهتر است، نمی‌اندیشد. نظامی که بر پایه تاب‌آوری بنا شده است تهران دهه‌ها است که هویت خود را بر پایه مقاومت بنا کرده و از فرهنگ شهادت، اسطوره‌های انقلاب و جنگ نیابتی به‌عنوان ابزارهای حکمرانی و سیاست‌ورزی استفاده کرده است. در جریان جنگ ایران و عراق، گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد داوطلبان نوجوان ایرانی در فضایی آکنده از فرهنگ شهادت و به هوای «کلید بهشت» راهی میدان نبرد می‌شدند، اما این پیشینه به معنای «غیرمنطقی بودن» ایران نیست، بلکه نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند فشارها و هزینه‌ها را به شیوه‌ای تحمل کند که برای بسیاری از آمریکایی‌ها چندان قابل‌درک نیست. بنابراین نباید تصور کرد که تهران با یک دور دیگر از حملات نظامی، تسلیم خواهد شد. بعد تاریک‌تر ماجرا موضوع، جنبه نگران‌کننده دیگری نیز دارد. روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داده که سازمان اطلاعات اسرائیل اخیرا به واشنگتن هشدار داده که تهران طرحی تازه‌ برای ترور ترامپ تدارک دیده است. خود جمهوری اسلامی ایران نیز آشکارا وعده داده است که ترور قاسم سلیمانی را در سال ۲۰۲۰ تلافی خواهد کرد. هرچند به این گزارش باید با احتیاط نگریست، نشان می‌دهد که این جنگ برای شخصی که مسئول اتخاذ این تصمیم‌ها است، دیگر صرفا یک موضوع انتزاعی و دور از ذهن نیست. چین و روسیه نظاره‌گرند نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که جمهوری اسلامی ایران تنها بازیگر صحنه این رقابت نیست. چین اخیرا یک موشک بالیستیک دوربرد مجهز به کلاهک آزمایشی را از یک زیردریایی هسته‌ای به سوی اقیانوس آرام شلیک کرد که نشان می‌دهد بازدارندگی هسته‌ای پکن دیگر صرفا بر موشک‌های مستقر در خشکی متکی نیست. البته این به معنای آن نیست که چین به یکی از طرف‌ها در جنگ ایران تبدیل شده است، اما بر اساس گزارش کمیسیون بررسی روابط اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین، خریدار حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران، از طریق شبکه‌ غیرشفاف نفتکش‌ها و پالایشگاه‌های مستقل، پکن است. آنچه انگیزه لازم را در اختیار چین می‌گذارد تا بدون ورود مستقیم به جنگ، از شدت فشار تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران بکاهد. روسیه نیز هر زمان که آمریکا در خاورمیانه گرفتار شود، از این وضعیت سود می‌برد. نه چین و نه روسیه نیاز ندارند کنار جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ شوند. همین که آمریکا را درگیر و گرفتار نگه دارند، برای تامین منافعشان کافی است. سه مسیر پیش روی ترامپ اکنون ترامپ سه گزینه واقع‌بینانه در دست دارد، هرچند هیچ‌یک راه‌حلی ساده و بی‌هزینه نیستند. نخست، ادامه حملات تلافی‌جویانه متقابل است که ایران را تنبیه می‌کند و شاید بتواند تنگه هرمز را برای کشتی‌رانی تا حدی باز نگه دارد، اما خطر گرفتار شدن در چرخه‌ای تکرارشونده را نیز به همراه دارد؛ چرخه‌ای که صرفا بحران را اداره می‌کند، بی‌آنکه مسئله هسته‌ای را حل کند. گزینه دوم، تشدید درگیری و حرکت به سوی یک کارزار نظامی قاطع علیه زیرساخت‌های نظامی، هسته‌ای و سامانه‌های فرماندهی و کنترل جمهوری اسلامی ایران است که تنها راه از میان برداشتن تهدید از سرچشمه آن به نظر می رسد، اما این گزینه نیز خطر آغاز یک جنگ منطقه‌ای، جهش قیمت نفت و افزایش نیاز به اعزام نیروی زمینی را در پی دارد که در آستانه انتخابات پاییز، اگر جنگ بی‌پایان به نظر برسد، می‌تواند به یک ریسک سیاسی جدی برای ترامپ تبدیل شود. گزینه سوم، آن است که ترامپ راهبرد مهار قهری و سخت‌گیرانه را در پیش بگیرد. به این معنا که هر زمان تهران به اقدام تهاجمی دست زد، به آن پاسخ نظامی دهد، با اتکا به ائتلاف دریایی، تنگه هرمز را باز نگه دارد، تحریم‌ها را با جدیت اجرا کند، اسرائیل و شرکای عربش را در خلیج فارس مسلح کند، به پکن و مسکو هشدار دهد که هرگونه کمکی که توان جنگی ایران را تقویت کند، برای آن‌ها نیز پیامدهایی خواهد داشت و در نهایت، راستی‌آزمایی گسترده و سختگیرانه برنامه هسته‌ای ایران را شرط غیرقابل مذاکره هرگونه کاهش یا لغو تحریم‌ها قرار دهد. اما این گزینه را باید با نام واقعی‌اش خواند: «جنگ بی‌پایان»؛ یعنی مسیری که نه به پیروزی قاطع منتهی می‌شود و نه راه خروجی روشن و سریع ارائه می‌دهد، بلکه تنها به معنای مدیریت جنگ و نه پایان دادن به آن است. هرچند این گزینه از نظر تبلیغاتی و سیاسی جذابیت کمتری دارد، از منظر راهبردی، قابل‌دفاع‌ترین گزینه به شمار می‌رود که نه به معنای سازش یا مماشات با جمهوری اسلامی ایران، بلکه به معنای اعمال فشاری مستمر است که تهران را تنبیه کند، مانع دستیابی آن به سلاح هسته‌ای شود و از تجارت جهانی، بدون گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ زمینی بی‌پایان، محافظت کند. البته مشروط بر آنکه رئیس‌جمهوری آمریکا هدف نهایی خود را به‌روشنی اعلام کند و به تحقق آن پایبند بماند. بدترین انتخاب هم آن است که واشنگتن میان این گزینه‌ها سرگردان بماند: یک بار حمله کند، سپس مکث کند، وارد مذاکره شود، دوباره حمله کند و صرفا به این دلیل اعلام پیروزی کند که راه‌حل بهتری پیش روی خود نمی‌بیند. جنگ‌ها دقیقا به همین شکل به باتلاق تبدیل می‌شوند و ترامپ توان گرفتار شدن در چنین وضعیتی را ندارد. آمریکایی‌ها زمانی از به‌کارگیری نیروی نظامی حمایت می‌کنند که این اقدام در خدمت هدفی روشن باشد، اما اگر به نظر برسد واشنگتن صرفا از آن رو دست به حمله می‌زند که برنامه بهتری ندارد، صبر و حمایت افکار عمومی به‌‌سرعت از بین می‌رود. یک رئیس‌جمهوری ممکن است از تبعات اتخاذ یک تصمیم‌ دشوار جان سالم به در ببرد، اما احتمال آنکه بتواند از یک سردرگمی راهبردی جان به در ببرد، بسیار کم است. به همین دلیل ترامپ باید وضعیت مطلوب نهایی را به‌صراحت و علنا اعلام کند: جمهوری اسلامی ایران نه به سلاح هسته‌ای دست یابد، نه کنترل تنگه هرمز را در اختیار بگیرد، نه حمله‌اش به کشتی‌های تجاری بدون پاسخ بماند و نه هیچ‌گونه کاهش یا لغو تحریم‌ها بدون راستی‌آزمایی امکان‌پذیر باشد. واشنگتن باید به پکن و مسکو هم هشدار دهد که اگر به تهران برای ادامه این جنگ کمک کنند، خود نیز با پیامدهای آن روبه‌رو خواهند شد، زیرا این درگیری دیگر صرفا به ایران محدود نمی‌شود، بلکه آزمونی است برای اینکه آیا آمریکا می‌تواند بدون آنکه فرصت سوءاستفاده از درگیری خود را در اختیار چین و روسیه قرار دهد، جمهوری اسلامی ایران را مهار کند یا نه. مسئله‌ای که اکنون پیش روی ترامپ قرار دارد، این نیست که آیا باید بار دیگر ایران را بمباران کند یا نه، بلکه این است که آیا این بمباران‌ها در خدمت یک راهبرد مشخص قرار دارند یا خیر. او قبلا نشان داده است که آمادگی حمله به ایران را دارد. اکنون باید برای مردم آمریکا روشن کند که این حملات قرار است به چه نتیجه‌ای منتهی شوند. اگر آمریکا قصد مقابله با ایران را دارد، نباید صرفا به مجازات اقدام‌های تحریک‌آمیز متاخر آن بسنده کند، بلکه باید از صلحی که می‌خواهد بر ایران تحمیل کند، تعریف روشنی ارائه دهد. برگرفته از فاکس‌نیوز ایرانجمهوری اسلامی ایرانایران و آمریکاجنگ ایران و آمریکادولت دوم ترامپ و ایرانتنگه هرمزبرنامه هسته‌ای ایرانآمریکا دوباره به همان نقطه‌ای بازگشته که پیش از اجرای تفاهم‌نامه قرار داشت: ایران در تنگه هرمز تنش ایجاد می‌کند، آمریکا پاسخ می‌دهد، تهران خسارت را تحمل می‌کند و مسئله برنامه هسته‌ای همچنان حل‌نشده باقی مانده استرابرت مگینیسسه شنبه, ژوئیه 14, 2026 - 13:15 <p dir="rtl">دونالد ترامپ، رئيس‌جمهوری آمریکا‌ــ رویترز</p> دیدگاهjw id: hR27Bk37related nodes: موج دیگری از حمله‌های ارتش آمریکا به اهداف نظامی در جنوب ایران؛ محاصره دریایی از امشب دوباره برقرار می‌شودچه کسی واقعا تنگه هرمز را کنترل می‌کند؟اندیشکده آمریکایی: فعلا هیچ پایانی برای جنگ آمریکا و ایران دیده نمی‌شودType: videoSEO Title: ترامپ برای پیروزی بر جمهوری اسلامی سه گزینه دارد، اما هیچ‌کدام آسان نیستInner related node: موج دیگری از حمله‌های ارتش آمریکا به اهداف نظامی در جنوب ایران؛ محاصره دریایی از امشب دوباره برقرار می‌شودچه کسی واقعا تنگه هرمز را کنترل می‌کند؟اندیشکده آمریکایی: فعلا هیچ پایانی برای جنگ آمریکا و ایران دیده نمی‌شودcopyright: 
مشاهده در سایت منبع

اخبار دیگر

مشاهده همه خبرها

نتانیاهو: فقط هفت تا هشت درصد از زرادخانه موشکی پیش از جنگ حزب‌الله باقی مانده است

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز سه‌شنبه ۲۳ تیر اعلام کرد حزب‌الله لبنان اکنون تنها هفت تا هشت درصد از موشک‌هایی را در اختیار دارد که در آغاز جنگ از آن برخوردار بود.

گالری عکس | شب یامال و امباپه؛ روایت جام جهانی از پیراهن مسی تا قوطی‌های آبجو

از دوئل امباپه و یامال در نبرد فرانسه و اسپانیا تا استقبال از بازنده‌های سربلند؛ این گالری، جام جهانی را در قاب‌هایی متفاوت از پیراهن مسی تا تصاویر نقش‌بسته بر قوطی‌های آبجو روایت می‌کند.

ترکیب احتمالی فرانسه و اسپانیا؛ آرایش جنگی دشان و دلافوئنته برای رسیدن به فینال

امشب فرانسه و اسپانیا در نیمه‌نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ به مصاف هم می‌روند تا یکی از جذاب‌ترین تقابل‌های این رقابت‌ها را رقم بزنند. دیدیه دشان و لوئیس دلافوئنته برای این جدال سرنوشت‌ساز، به احتمال زیاد مطمئن‌ترین مهره‌های خود...

امباپه برای فرانسه بیش‌ازحد خوب است؟

در رقابت‌های یورو ۲۰۲۰، زمانی که فرانسه که یکی از مدعیان اصلی قهرمانی به شمار می‌رفت، در مرحله یک‌هشتم نهایی از سوییس شکست خورد و با اینکه در بیشتر دقایق مسابقه از حریف پیش بود، سوییس با به ثمر رساندن دو گل در دقایق پایا...