گیشه/خبر

تهران باران خفیف ۷.۵° / ۱۴.۲° باد ۱۳.۳ km/h بارش ۱.۵ mm قابل قبول (۸۵)
بلایا در حال حاضر هشدار فعالی برای ایران ثبت نشده است.
BTC Bitcoin $59,974.00 -۲.۷۶% 58,189.00 / 61,677.00
تهران ایران ۱۴:۰۴:۰۰ UTC+3:30 Asia/Tehran

«بازی زیبا» و نازیبایی‌های جام جهانی

منبع: ایندیپندنت | زمان:
«بازی زیبا» و نازیبایی‌های جام جهانی
«بازی زیبا» عبارتی است که نخستین بار نویسنده انگلیسی، کینگزلی مارتین، برای توصیف فوتبال به کار برد، اما پیش از آن القاب دیگری مطرح شده بود. برنارد شاو، نویسنده ایرلندی، فوتبال را «دویدن ۲۲ بی‌خرد در پی یک توپ» می‌خواند. از دید اشراف انگلیسی که بازی ویژه خود، «کریکت»، را شاهکار نبوغ ورزشی انسان می‌دانستند، فوتبال ویژه عوام‌الناس حساب می‌شد. لرد هیوم عقیده داشت که رسیدن به مقام «میدان‌دار» در کریکت نشانه آمادگی یک مرد برای رهبری امپراتوری است. فوتبال در شهرهای صنعتی شمال انگلستان برای سرگرمی و در ضمن تقویت فیزیکی کارگران اختراع شد. سرمایه‌داران نوپای انقلاب صنعتی نیازمند محملی بودند که بتواند کارگران را سرگرم کند و از شنیدن افکار شورشگرانه دور نگاه دارد. در همان حال، رقابت میان تیم‌های رقیب در شهرهای گوناگون‌ــ مثلا منچستر علیه لیورپول یا لیدز علیه بیرمنگام‌ــ می‌توانست حس نفاق محلی را تشویق کند. فوتبال همچنین به حفظ ساختار طبقاتی جامعه انگلیس‌ــ که از نظر رده‌بندی طبقاتی شدید در اروپا بی‌نظیر است‌ــ کمک می‌کرد. در حالی که اشراف، همانطور که یاد شد، کریکت را داشتند و دهقانان و کارگران معادن پرچم راگبی را برمی‌ افراشتند، کارگران کارخانه‌ها دنبال توپ فوتبال می‌دویدند. در آغاز کسی تصور نمی‌کرد که این بازی طبقاتی در طی کمتر از یک قرن تبدیل شود به نخستین و گسترده‌ترین ورزش در سطح جهانی. بسیار ورزش‌ها از آغاز قابلیت گسترش فراتر از پایگاه جغرافیای خود را نداشتند: چوگان در محدوده آسیای جنوبی باقی ماند و در زادگاه خود، ایران، به‌کلی از بین رفت. سومو پس از چهار قرن از مجمع‌الجزایر ژاپن فراتر نرفته است. تنیس، بوکس و دوچرخه‌سواری در صحنه‌های وسیع‌تری حضور دارند، اما هیچ یک از نظر گسترش جهانی، نمی‌توانند با فوتبال رقابت کنند. در جنگ جهانی اول، نیروهای آلمان از یک سو و فرانسه و انگلیس از سوی دیگر، با اعلام یک آتش‌بس تاریخی به مناسبت زادروز مسیح، یک مسابقه فوتبال در جبهه‌ای در فرانسه ترتیب دادند. بدین‌سان مسئله فوتبال به‌عنوان عاملی برای صلح و تفاهم مطرح شد. سادگی مقررات فوتبال و باز بودن آن به روی همگان به «بازی زیبا» امکان داد که از همه طبقات و ملل سربازگیری کند. امروز نزدیک به ۱۵۰ کشور دارای فدراسیون فوتبال هستند و میلیون‌ها بازیگر را در سطح حرفه‌ای یا آماتوری، به میدان می‌فرستند. فوتبال همچنین و برخلاف بسیار ورزش‌های دیگر، توانسته است تبعیض جنسیتی را نیز کنار بگذارد. امروز فوتبال زنان در بیش از ۵۰ کشور در حال توسعه است. از سوی دیگر فوتبال نقش یک آسانسور اجتماعی را نیز به عهده گرفته است و به آنان که در طبقات پایین قرار دارند، امکان می‌دهد که به‌سرعت، لااقل از نظر مالی، به طبقات بالا برسند. اگر این آسانسور در آغاز مخصوص فقیران سفیدپوست مانند دیوید بکام انگلیسی بود، اکنون می‌بینیم که دیگران مانند دیه‌گو مارادونا و نزدیک‌تر به زمان کنونی، لیونل مسی، کریستیانو رونالدو و کیلیان امباپه نیز از آن بهره گرفته‌اند. آنچه روزی بازی فقرا به شمار می‌آمد، اکنون در بسیاری از کشورها از بازیگران میلیونر بهره می‌گیرد. سرمایه‌داری با گرفتن کنترل فوتبال حرفه‌ای «بازی زیبا» را تبدیل به یک بیزینس پولساز جهانی کرده است. افراد ثروتمند و حتی کشورهای ثروتمند با خرید تیم‌های برجسته هم پول درمی‌آورند و هم شهرت و حسن نظر جلب می‌کنند. امارات متحده عرب با خرید تیم آرسنال لندن، ناگهان شناخته شد. اگر قطر تیم پاری سن‌ژرمن را نخریده بود، بعید می‌دانم کسی نام آن شبه‌جزیره را یاد می‌گرفت. «بازی زیبا» یک نقش ناخواسته را نیز بر عهده گرفته است: ایجاد شکاف و در بنای غرور و خودبزرگ‌بینی کشورهای امپریالیستی که در سده نوزدهم در کنفرانس برلین، جهان را بین خود تقسیم کردند. از دید آنان، بشریت در دو اردوگاه قرار داشت: نخست کشورهای اروپایی به اضافه ایالات متحده که سازنده و نگهبان تمدن بودند و دوم بقیه کشورها که می‌بایستی متمدن شوند. در طی چند دهه، اردوگاه متمدن‌ها ساخت‌وسازهایی برای حفظ و نمایش برتری خود ترتیب داد: بازی‌های المپیک، جوایز نوبل، رقابت‌های اکتشافی و البته جام جهانی فوتبال که در آغاز عملا در انحصار چند کشور اروپایی و آمریکای جنوبی بود. چه کسی فکر می‌کرد که روزی برسد که دوران برتری تیم‌های بزرگ و تاریخی به پایان برسد؟ این پرسش چند شب پیش، هنگامی که تیم غنا در آفریقای غربی تیم انگلیس را صفر به صفر متوقف کرد، در بحث با دوستانی که به‌اتفاق بازی را دیده بودیم، مطرح شد. چه کسی تصور می‌کرد که بازیگران یک مستعمره پیشین بتوانند در برابر یک «تیم صاحب» قد علم کنند؟  اما غنا تنها نبود. ساحل عاج و دماغه سبز (کیپ ورد) نیز نشان دادند که تقسیم تیم‌های ملی به کوچک و بزرگ متعلق به گذشته است. اکنون در آغاز دورانی هستیم که در آن، تیم‌ها بزرگ یا کوچک نیستند، برنده و بازنده هستند. در بعضی موارد حتی تیم‌های بازنده از نظر زیبایی بازی در مقام برتری قرار داشتند. فوتبال حتی در کشورهایی که هنوز زخمدار جنگ داخلی‌اند یا از اختلاف قومی و زبانی رنج می‌برند، نقش تسکین‌دهنده، اگر نخواهیم بگوییم درمانگر، دارد. بوسنی و هرزگوین با سه شکاف قومی‌ــدینی مسلمان، کرواتی کاتولیک و صرب ارتودکس درگیر است، اما تیم فوتبال آن هر سه را دربرداشت و نشان داد که می‌توان متفاوت اما متحد بود. همین وضع را در تیم عراق‌ــ مسلمان شیعه، مسلمان سنی، کرد و مسیحی‌ــ می‌شد دید. تیم الجزایر هم قبایلی‌ها را در برداشت، هم اعراب و هم طوارق سیاه‌پوست را. تقریبا همه تیم‌های اروپایی به انضمام ایالات متحده، استرالیا و زلاندنو نیز آمیزه‌ای از نژادها، اگر نژادی وجود داشته باشد، اقوام و پیشینه‌های قومی و فرهنگی بودند. تیم‌های آمریکای لاتین همواره رنگین‌کمانی بوده‌اند. امروز می‌توان گفت که آفریقای سیاه بزرگ‌ترین منبع تولید و صدور فوتبالیست‌ها در سطح جهانی است. با این حال بازی‌های جاری نشان داد که آفریقای سیاه در مسیر تازه‌ای حرکت می‌کند: مسیر ایجاد تیم‌های محلی نیرومند و به گمان بعضی کارشناسان، طی یک یا دو دهه آینده در مقام رقابت با اروپا و آمریکای لاتین قرار خواهد گرفت. البته آسیا هنوز در «بازی زیبا» حضور قابل‌توجهی ندارد. ژاپن جزو ۱۰ تیم برجسته جهانی است و کره جنوبی نیز در حال رشد است، اما هند، پاکستان، سریلانکا و مالزی هنوز در مرزهای «کریکتستان» محصورند. اندونزی هنوز در حال جستجو برای یافتن بازی دلخواه خویش است. چین، دومین قدرت اقتصادی جهان، از مرحله کوتوله‌های فوتبال فراتر نرفته است اما می‌توان انتظار داشت که در سال‌های آینده در این زمینه نیز خودنمایی کند. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field) حضور در صحنه بین‌المللی فوتبال امروز جزو ضرورات «قدرت نرم» به شمار می‌رود. به همین سبب است که ایالات متحده پس از بیش از یک قرن پس زدن فوتبال به نفع نسخه خاص خود به نام «ساکر»، اکنون به «بازی زیبا» روی آورده است. در همان حال فوتبال در تسکین خصومت‌های سیاسی نیز موثر است. برای من شگفتی‌آور بود که مراکشی‌ها و الجزایری‌ها، دو همسایه برادر اما متخاصم، در تشویق تیم‌های یکدیگر علیه رقیبان فعال بودند. بسیاری از انگلیسی‌ها فکر می‌کنند که دشمنی ۱۰۰ ساله کشورشان با آلمان با مسابقه جام جهانی ۱۹۶۶ در لندن‌ــ با پیروزی انگلیس‌ــ واقعا پایان یافت. مسابقات جام جهانی فوتبال نشان داد که آنچه برای تماشاگران اهمیت دارد، خود «بازی زیبا» است نه مسائل سیاسی، دیپلماتیک و ایدئولوژیک جنبی. به همین سبب بود که شهروندان بیش از ۵۰ کشور که می‌توان گفت گرفتار شکاف یا دست‌کم نامهربانی میان رژیم موجود و مردمشان هستند، مانع از آن نشد که تیم حاضر در میدان حمایت نشود. در مورد تیم ایران یا جمهوری اسلامی ایران، همانطور که می‌دانیم کوشش‌هایی برای اعتراض به حضور آنان در مسابقات صورت گرفت. گروهی از هم‌میهنان با پیروی از راهنمایی رهبران سیاسی و حزبی خود، کوشیدند تا تیم به‌کلی حذف شود یا در جریان هر بازی مورداعتراض قرار گیرد. این نخستین بار نبود که شاهد چنین وضعی بودیم. در ۱۹۷۸، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج که در واقع یک گروه ضدرژیم بود، عده‌ای را با هزینه زیاد به بوئنوس آیرس فرستاد تا علیه حضور تیم ملی ایران تظاهرات کنند. در همان زمان، نهضت آزادی ایران در نامه‌ای به فیفا (برگزارکننده جام جهانی) خواستار حذف تیم ایران شد. روزنامه مردم ارگان حزب توده نیز مدعی شد که بازیگران ایرانی همگی عوامل ساواک هستند. تجربه بازی‌های جاری نشان داد که طرز فکر پنجاه‌وهفتی‌ــ یعنی دشمنی با کل ایران و هرچه ایران و ایرانی است، به خاطر مخالفت با رژیم موجود‌ــ هنوز بخشی از هم‌وطنان ما را جلب می‌کند. در ۱۹۷۸، کنفدراسیون می‌پرسید مگر می‌شود در ایران پهلوی فوتبالیست شد، بی‌آنکه ساواک تصویب کند؟ امروز همه می‌پرسند: مگر می‌شود در جمهوری اسلامی ایران فوتبال بازی کرد، بی‌آنکه سپاه پاسداران که قاتل مردم ایران است، اجازه بدهد؟ به عبارت دیگر، مهم نیست که علیرضا بیرانوند در نقش یک دروازه‌بان می‌درخشد و تیم ایران در برابر بلژیک، یکی از ۱۰ تیم برجسته اروپا عرض اندام می‌کنند. اگر این منطق را بپذیریم، میلیون‌ها ایرانی را که در رشته‌های مختلف فعالیت دارند و در بسیار موارد در حرفه خود می‌درخشند باید دشمن بشماریم. چند روز پیش خبرگزاری دولتی ایرنا گزارشی از یک خبرنگار خود درباره مشکلات محیط زیستی در دریای مازندران منتشر کرد که از دید من، یک شاهکار روزنامه‌نگاری بود، اما از آنجا که ایرنا متعلق به رژیمی است که من برای تغییر آن تلاش می‌کنم، می‌بایستی آن گزارش را مبتذل یا حتی خائنانه اعلام کنم. منطقی که خواستار «هو» کردن تیم فوتبال ایران است، به‌ناچار تمام فیلم‌هایی را که در ۴۷ سال گذشته در ایران ساخته شده با همه کارگردانان، نویسندگان و بازیگران آن محکوم می‌کند. همان محکومیت نصیب همه رمان‌نویسان، شاعران، نقاشان، مجسمه‌سازان، موسیقی‌دانان و دیگر هنرمندان ایرانی مقیم ایران نیز می‌شود. در صحنه اقتصادی نیز صاحب کارخانه لبنیاتی در قزوین که با بمباران اسرائیل ویران شد، نیز محکوم است، زیرا کسی است که پول خود را از کانادا برده به ایران تا یک کارخانه راه بیندازد. البته بازیگران تیم ایران نه‌تنها توانستند متانت خود را حفظ کنند، بلکه با سختی‌هایی که دولت آمریکا برای آنان در نظر گرفته بود، با خونسردی روبرو شدند. اینکه همه آنان از یک قالب بیرون نیامده‌اند، هنگام نواختن سرود جمهوری اسلامی با سکوت آشکار دو تن از بازیگران نمایش داده شد. در گفتگوهای رسانه‌ای، هیچ یک از آنان سخنی در تبلیغ ایدئولوژی بیمار رژیم به زبان نیاوردند. بازی آنان، به جز بیرانوند، در سطح متوسط بود. آنان امکان تماس عادی با تیم‌های دیگر کشورها را نداشتند. مسابقات داخلی ایران نیز بر اثر جنگ تعطیل شده بود. در نتیجه بازیگران با حداقل آمادگی به میدان آمدند، اما نقطه ضعف بزرگ آنان تاثیر فرهنگ ویرانگر خمینی‌چی‌ها بود که در آن، ابتکار فردی مذموم است، ریسک کردن توجیه نمی‌شود و آنچه «مقاومت» خوانده می‌شود، مهم‌تر از پیروزی به شمار می‌آید. در نتیجه بازیگران تیم به دنبال این بودند که «مقاومت کنند». برای آنان نباختن مهم بود، نه بردن؛ درست مانند انتخاب فرابردی جمهوری اسلامی در دو جنگ اخیر. مظلوم‌نمایی نیز با فرو افتادن‌های قلابی دیده می‌شد. با این حال بارقه‌ای از نبوغ ایرانی هنوز دیده می‌شد. بازیگرانی بودند که روزی که ایران صاحب یک نظام انسانی عادی شود، که حتما خواهد شد، خواهند توانست با بزرگان «بازی زیبا» رقابت کنند. جام جهانی ۲۰۲۶تیم ملیتیم ملی ایرانفوتبالعلیرضا بیرانوندبوسنی و هرزگوینعراقایالات متحده آمریکاسرمایه‌داریتاریخ فوتبالانگلستانتیم ملی فوتبال انگلستانآفریقاجام جهانی فوتبال نشان داد که آنچه برای تماشاگران اهمیت دارد، خود «بازی زیبا» است نه مسائل سیاسی، دیپلماتیک و ایدئولوژیک جنبیامیر طاهریجمعه, ژوئن 26, 2026 - 09:00 <p style="direction:rtl">تصویری ترکیبی از تصاویر تاریخی جام جهانی، علیرضا بیرانوند و هواداران تیم ملی/ رویترز/ایندیپندنت فارسی </p> related nodes: پیش از نبرد سرنوشت‌ساز با مصر؛ چرا آمریکا محدودیت‌های تیم ملی ایران را کاهش داد؟نگاه ایران به دروازه‌های مصر؛ بخت صعود همچنان وجود داردفوتبال، امنیت و دیپلماسی؛ پرونده پیچیده ایران در جام جهانی آمریکاType: newsSEO Title: «بازی زیبا» و نازیبایی‌های جام جهانیInner related node: پیش از نبرد سرنوشت‌ساز با مصر؛ چرا آمریکا محدودیت‌های تیم ملی ایران را کاهش داد؟نگاه ایران به دروازه‌های مصر؛ بخت صعود همچنان وجود داردفوتبال، امنیت و دیپلماسی؛ پرونده پیچیده ایران در جام جهانی آمریکاcopyright: 
مشاهده در سایت منبع

اخبار دیگر

مشاهده همه خبرها
اوکراین برای دومین بار در دو هفته گذشته یک کارخانه شیمیایی را در روسیه هدف قرار داد

اوکراین برای دومین بار در دو هفته گذشته یک کارخانه شیمیایی را در روسیه هدف قرار داد

اوکراین در جریان موج گسترده حملات پهپادی شبانه، برای دومین بار در دو هفته گذشته کارخانه شیمیایی «ازُت» در منطقه تولا در روسیه را هدف قرار داد. مقام‌های روسیه از آسیب دیدن یک مرکز صنعتی، زخمی شدن یک نفر و سرنگونی صدها پهپ...

اسرائیل جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرد؛ تهران هشدار متقابل داد

اسرائیل جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرد؛ تهران هشدار متقابل داد

مقام‌های ارشد اسرائیل از ادامه حضور نظامی این کشور در جنوب لبنان و احتمال حمله به ایران گفتند. هم‌زمان، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز تحرکات هواپیماهای نظامی اسرائیل در آسمان برخی کشورهای همسایه را «تهدید علیه جمهوری اس...

رنسانس ملی در محرم بی‌رنگ امسال آغاز شد

رنسانس ملی در محرم بی‌رنگ امسال آغاز شد

گو اینکه سردار دکتر مربوطه، محمدباقر خان، اجازه نداد تصویر مصافحه‌اش با دستیار قاتل حاج قاسم، ۲۰۰ تن از فرماندهان نظامی و امنیتی رژیم و البته «مقام معظم رهبری» ثبت شود، اما می‌توان تصور کرد که سردار دکتر نه مشتی حواله آق...