گیشه/خبر

تهران باران خفیف ۷.۵° / ۱۴.۲° باد ۱۳.۳ km/h بارش ۱.۵ mm ناسالم برای حساس‌ها (۱۰۶)
بلایا در حال حاضر هشدار فعالی برای ایران ثبت نشده است.
BTC Bitcoin $62,389.00 +۲.۲۴% 60,882.00 / 62,624.00
تهران ایران ۲۰:۱۸:۴۷ UTC+3:30 Asia/Tehran

سرو؛ روایت آزادگی، استقامت و سربلندی در فرهنگ ایران

منبع: ایندیپندنت | زمان:
سرو؛ روایت آزادگی، استقامت و سربلندی در فرهنگ ایران
در روزهایی که بسیاری از ایرانیان داغ از دست رفتن عزیزانشان را بر دل دارند و در میانه چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، با دشواری‌های فراوان مواجه‌اند، بازخوانی مفاهیمی چون استواری، سربلندی و اصالت می‌تواند به درک بهتر ریشه‌های فرهنگی تاب‌آوری در جامعه ایران کمک کند. فرهنگ و ادبیات ایران‌زمین در طول تاریخ سرشار از نمادها و استعاره‌هایی بوده که این مفاهیم را بازتاب داده‌اند. در این میان، درخت سرو شاید برجسته‌ترین نمادی باشد که با این ارزش‌ها پیوند خورده است و پیشینه‌ای به درازای تاریخ و اسطوره‌های ایرانی دارد. از روایت کاشت «سرو مقدس» در کاشمر به دست زرتشت تا حضور گسترده این درخت در هنر و فرهنگ معاصر، سرو همواره نمادی از پایداری، سربلندی و آزادگی در فرهنگ ایرانی به شمار آمده است. در هفته‌های اخیر و به‌ویژه پس از رویدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴، این نماد کهن بار دیگر در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی موردتوجه قرار گرفت. به‌گونه‌ای که از پیام‌های منتشرشده در شبکه اجتماعی ایکس تا صفحات اینستاگرام، تصاویر سروهای کهنسال، نقاشی‌ها و آثار هنری مزین به نقش سرو به چشم می‌خورد. در جریان این توجه فراگیر، هنگامی که کاربری پرسید این موج علاقه به سرو از کجا و چگونه آغاز شد، کاربر دیگری پاسخ داد: «از هر کجا که آغاز شده باشد، تداوم آن ریشه در ناخودآگاه جمعی ایرانیان دارد.»  این گزارش می‌کوشد پیشینه، ابعاد و تحولات مفهوم سرو را در تاریخ، فرهنگ، هنر، ادبیات و جامعه ایران بررسی کند. ریشه‌های حضور سرو در ذهن و فرهنگ ایرانیان را باید پیش از هر چیز در کیش زرتشتی و جهان‌بینی مزدیسنا جست‌وجو کرد؛ جایی که گیاهان و درختان تنها بخشی از طبیعت نیستند، بلکه آفریده‌هایی برخوردار از جایگاهی مینوی و معنوی به شمار می‌روند. در متون پهلوی مانند «بندهش» و «مینوی خرد»، از درختی اساطیری به نام «بَس‌تُخمَه» یا «همه‌تخمه» یاد شده که میان دریای فراخ‌کرد قرار دارد و سرچشمه همه گیاهان جهان است. در باورهای زرتشتی، سیمرغ بر شاخه‌های این درخت آشیان دارد و با برخاستن و نشستن خود، تخم گیاهان را در جهان می‌پراکند، در حالی که دو ماهی نگهبان از ریشه‌های آن در برابر نیروهای اهریمنی محافظت می‌کنند. از همین رو، این درخت نماد زندگی، باروری، شفا و تداوم حیات در جهان به شمار می‌آید. به نوشته حساب فلات ایران در شبکه اجتماعی ایکس و به نقل از برخی پژوهشگران، نقش تکرارشونده سرو در هنر ایرانی، به‌ویژه در پارچه‌های قلمکار و دیگر هنرهای سنتی، بازتابی از همین مفهوم کهن «درخت زندگی» در فرهنگ ایران باستان است. در چنین بستری است که سرو به یکی از مهم‌ترین درختان نمادین فرهنگ ایرانی تبدیل می‌شود. در آموزه‌های زرتشتی، درخت سرو به سبب سبزی و خرمی پایدار در همه فصل‌های سال و ایستادگی‌اش در برابر سرما و سختی، نمادی از پایداری و استقامت انسانی است که در برابر دشواری‌های روزگار استوار می‌ماند و از راه درست منحرف نمی‌شود. از همین رو، کاشت، نگهداری و پاسداشت این درخت در متون زرتشتی عملی پسندیده و در تقابل با رفتارهای اهریمنی قلمداد شده است. تجلی سرو در آثار باستانی و تاریخی مفهومی که متون زرتشتی از سرو ارائه می‌کنند، تنها به روایت‌های اساطیری محدود نمانده و در طول تاریخ، از دوران باستان تا روزگار معاصر، در هنرها و جلوه‌های مختلف فرهنگ ایرانی بازتاب یافته است. استفاده از نقش سرو در سنگ‌نگاره‌های کاخ آپادانا و تکرار آن در پلکان‌های شرقی و شمالی افزون بر ایجاد نظم بصری در ترکیب‌بندی، با مفاهیمی چون ثبات و نظم سیاسی در دوره هخامنشی نیز پیوند دارد. این مفهوم در دوران ساسانی جلوه‌ای متفاوت پیدا می‌کند. در نقش‌های طاق‌بستان کرمانشاه، سرو کنار عناصری چون نخل و نیلوفر، بخشی از تصویر باغ آرمانی و فضای نمادین طبیعت را شکل می‌دهد. در این دوره، سرو بیش از پیش با مفهوم «فره ایزدی» و مشروعیت پادشاهی پیوند می‌یابد و در برخی آثار، فرم ایستاده آن به شکلی نرم‌تر و خمیده‌تر ترسیم می‌شود. از نظر برخی پژوهشگران هنر، این ویژگی بعدها در نقش «بته‌جقه» در هنر ایرانی تجلی یافت. سرو به‌طور‌کلی در هنر ایرانی جایگاه بی‌بدیل دارد و از معماری و فرش تا سفال، قلم‌زنی و پارچه‌های ترمه، نقش آن در طول هزاره‌ها بارها تکرار شده است. این تمثیل در برخی اعصار مانند دوران صفویان نقش کاربردی‌تری نیز پیدا کرد. در این دوره بود که استفاده از نماد «بته‌جقه» به‌عنوان نوعی سرو خمیده افزون شد. در بناهای شاخص هم سروهای ایستاده در هنر کاشی‌کاری ایرانی تجلی یافتند و در کنار دیگر عناصر هنر معماری، به شکل‌دهی اجزای باغ‌های ایرانی و تصویر بهشت در هنر اسلامی کمک کردند. حضور این نقش در تاروپود فرش‌های ایرانی هم مفاهیمی چون پایداری، سرزندگی و تداوم را به نمایش ‌گذاشت و به بخشی جدایی‌ناپذیر از زبان تصویری هنر فرش ایران تبدیل شد. مشهورترین درختان سرو در خاک ایران نماد سرو تنها در متون، اسطوره‌ها و آثار هنری ایران حضور ندارد، بلکه نمونه‌های زنده و کهنسال آن نیز هنوز در گوشه‌وکنار کشور پابرجا است. این درختان کهن، که برخی از آن‌ها قدمتی چند هزار ساله دارند، بخشی از میراث طبیعی و فرهنگی ایران به شمار می‌روند و در طول نسل‌ها به نمادهایی از ماندگاری و پیوند با گذشته تبدیل شده‌اند. مشهورترین آن‌ها نیز سرو ابرکوه در استان یزد است. براوردهای مختلف، سن این درخت را میان چهار تا پنج هزار سال تخمین زده‌اند و به همین دلیل از آن به‌عنوان کهن‌ترین درخت و حتی کهنسال‌ترین موجود زنده جهان یاد می‌شود. این سرو که در اقلیم خشک و کویری ابرکوه رشد کرده، قرن‌ها است به نمادی از پایداری و استمرار حیات در طبیعت ایران تبدیل شده است. در روایت‌های عامیانه و برخی منابع تاریخی، کاشت این درخت به شخصیت‌هایی چون زرتشت، اسفندیار یا حتی نوح نسبت داده شده است. اگر کهن‌ترین درخت سرو در ابرکوه استوار است، بلندترین سرو به نام «طرز» نیز در شهرستان راور استان کرمان قرار دارد. قامت بلند و کشیده این درخت آن را به نمونه‌ای نزدیک به تصویر «سرو سهی» در ادبیات فارسی تبدیل کرده است؛ همان سروی که شاعران ایرانی بارها از آن به‌عنوان نماد زیبایی، وقار و سربلندی یاد کرده‌اند. در منطقه سیرچ کرمان نیز دو سرو کهنسال کنار یکدیگر قرار دارند که در میان مردم محلی به «مادر و دختر» شهرت یافته‌اند. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که سن درخت بزرگ‌تر حدود هزار سال و سن درخت کوچک‌تر حدود ۵۰۰ سال است. در شهرک هرزویل منجیل از توابع استان گیلان نیز درخت سروی با نام «هرزویل» قرار دارد. این درخت از گونه «سروناز» و از آثار طبیعی ملی ایران است. شهرت سرو هرزویل تنها به قدمت آن محدود نمی‌شود، بلکه نام آن در برخی از مهم‌ترین سفرنامه‌های ایرانی نیز ثبت شده است. ناصرخسرو قبادیانی در سفرنامه خود از این منطقه و درخت کهنسال آن یاد کرد و چند قرن بعد، ناصرالدین‌شاه قاجار هم در مسیر سفر به اروپا، به تماشای این سرو رفت. او در سفرنامه خود نوشت: «در سایه این درخت، عصرانه خوردیم و موزیکانت‌ها که میان شاخ و برگ درخت جای گرفته بودند، نغمات می‌نواختند.» در میان مردم محلی و گردشگران روایتی وجود دارد مبنی بر اینکه درخت سرو هرزویل حاجت می‌دهد و به همین دلیل برخی به شاخ‌ و برگ و حصارهای دور این درخت پارچه‌هایی گره می‌زنند. در روستای بان‌سول از توابع بخش چوار استان ایلام نیز مجموعه‌ای از سروهای زربین کهنسال قرار دارد که از ارزشمندترین ذخایر طبیعی غرب ایران به شمار می‌روند. بر اساس برخی براوردها، سن شماری از این درختان به بیش از دو هزار سال می‌رسد. در منطقه طرق‌رود اصفهان نیز سروی کهنسال و خمیده وجود دارد که از دیرباز موردتوجه مردم محلی بوده است. اهالی این منطقه آن را «صَبرین» می‌نامند. درختانی که از آن‌ها نام برده شد، تنها تعداد محدودی از درختان سرو کهنسال و بالابلند ایرانی‌اند، حال‌ آنکه در گوشه‌کنار این سرزمین، هزاران درخت سرو با قدمتی به‌ درازای چندین قرن وجود دارند. سرو کاشمر، درختی میان اسطوره و تاریخ نقطه اوج تقدس و جایگاه نمادین سرو در فرهنگ ایرانی را می‌توان در روایت‌های مربوط به «سرو کاشمر» جست‌وجو کرد. درختی که نام آن در مرز میان اسطوره، کیش زرتشتی و تاریخ ایران قرار گرفته است. بر پایه روایت‌های کهن، زرتشت پس از گرویدن گشتاسپ‌شاه به دین بهی، دو شاخه سرو را که از بهشت آورده بود، در زمین کاشت. موبد جهانگیر اشیدری در کتاب «دانشنامه مزدیسنا» این داستان را چنین روایت کرده است: «گویند اشو زرتشت، دو درخت سرو به طالع سعد در دو محل به دست خود کاشت، یکی در دهکده کشمر (از روستاهای شهرستان بردسکن) و دیگری در دهکده فریومد از روستاهای توس (طوس) خراسان. به مرور این درخت بلند و ستبر و پرشاخ شد و دیدن آن موجب شگفتی بینندگان می‌شد.» دقیقی، شاعر نامدار سده چهارم هجری، نیز از سروی یاد می‌کند که زرتشت آن را از بهشت آورد و به گشتاسپ پادشاه کیانی هدیه کرد. فردوسی نیز در شاهنامه به این روایت اشاره می‌کند: یکی سرو آزاده را زردهشت/ به پیش در آذر اندر بکشت نبشتش بر آن زاد و سرو سهی/ که پذرفت گشتاسب دین بهی فرستاد هرسو به کشور پیام/ که چون سرو کشمر به گیتی کدام ز مینو فرستاد زی من خدای/ مرا گفت از اینجا به مینو گرای کنون جمله این پند من بشنوید/ پیاده سوی سرو کشمر روید در کتاب «ثمارالقلوب» نوشته خواجه ابومنصور ثعالبی نیز آمده است که گشتاسپ، فرمان کاشت دو سرو کشمر و فریومد را صادر کرد. اما چند قرن بعد، در دوران خلافت متوکل عباسی، سرنوشت این درخت دگرگون شد. بنا بر روایت ثعالبی، وصف عظمت سرو کاشمر در مجلس متوکل بازگو شد و خلیفه تصمیم گرفت این درخت را برای استفاده در ساخت کاخ تازه خود در سامرا قطع کند. ثعالبی در «ثمارالقلوب» می‌نویسد: «نامه نوشت به عامل نیشابور خواجه ابوالطیب و به امیر طاهربن عبدالله بن طاهر که باید آن درخت [سرو کشمر] ببرند و بر گردون نهند و به بغداد فرستند و جمله شاخ‌های آن در نمد دوزند و بفرستند تا درودگران در بغداد آن درخت راست باز نهند و شاخ‌ها به میخ به هم باز بندند چنان که هیچ شاخ و فرع از آن درخت ضایع نشود تا وی آن ببیند، آنگاه در بنا به کار برند.» با انتشار این فرمان، زرتشتیان و مردم منطقه تلاش کردند از قطع درخت جلوگیری کنند. ثعالبی روایت می‌کند: «پس گبرگان [زرتشتیان] جمله جمع شوند و خواجه ابوالطیب را گفتند ما ۵۰ هزار دینار زر نیشابوری خزانه خلیفه را خدمت کنیم، درخواه تا از این بریدن درخت درگذرد، چه هزار سال زیادت است تا آن درخت کاشته‌اند و گفتند که قلع و قطع این مبارک نیاید و بدین انتفاع دست ندهد.» اما این تلاش‌ها به نتیجه نرسید و فرمان خلیفه اجرا شد. به نوشته نویسنده «تاریخ بیهق»، روز قطع درخت با اندوه گسترده مردم همراه بود. پس از قطع درخت، قطعات آن بر حدود هزار و ۴۰۰ شتر بار شد و با هزینه‌ای سنگین به سوی سامرا فرستاده شد، اما متوکل هرگز فرصت استفاده از آن را نیافت، زیرا پیش از رسیدن محموله، در جریان توطئه‌ای با مشارکت پسرش منتصر و گروهی از غلامان ترک، کشته شد. همین رخداد در فرهنگ عامه ایران و روایت‌های زرتشتی، به‌عنوان تحقق پیشگویی مربوط به سرو کاشمر و عاقبت بد بریدن درخت سرو تعبیر شد. از این تاریخ به بعد بود که فرم راست و استوار سرو در بسیاری از آثار هنری به‌تدریج با سری خمیده ترسیم شد و به یکی از شناخته‌شده‌ترین نقش‌مایه‌های هنر ایرانی، یعنی بته‌جقه، انجامید. سرو در شعر و ادبیات فارسی اگر سرو در معماری، سنگ‌نگاره‌ها و هنرهای سنتی ایران بر سنگ، کاشی و پارچه نقش بست، در شعر و ادبیات فارسی به یکی از پرکاربردترین، پویاترین و پرتکرارترین استعاره‌ها تبدیل شد. کمتر تشبیه و استعاره‌ای را می‌توان یافت که همچون سرو در متون مختلف نظم و نثر فارسی از اشعار حماسی و فلسفی گرفته تا عاشقانه‌ها و ادبیات میهنی، استفاده نشده باشد. سرو در سخن نویسندگان و سروده‌های شاعران پارسی‌، گاهی استعاره‌ای از قامت یار است و گاه نماد صلابت، آزادگی و رهایی. این کاربرد آنقدر در ادبیات فارسی عمق پیدا کرد که از دل آن، مفاهیم دیگری مانند «سروستان» و «سرو سهی» نیز بیرون آمد. رودکی سمرقندی، پدر شعر فارسی، برای ستایش ممدوح از سرو استفاده می‌کند و می‌سراید: میر سرو است و بخارا بوستان/ سرو سوی بوستان آید همی سرو در شاهنامه فردوسی نیز ده‌ها بار تکرار شده است. در نگاه حکیم توس، سرو بیش از هر چیز نماد بزرگی، جوانی، شکوه و آزادگی است. فردوسی علاوه بر مهر تایید گذاشتن بر روایت کاشت سرو کاشمر به دست زرتشت، از این نماد بارها برای توصیف آزادگی و سرافرازی قهرمانان شاهنامه استفاده کرد. از جمله آنجا که فریدون را «به بالای سرو و به فر کیان» توصیف می‌کند. فردوسی ریشه تفکری تطور شکل سرو به فرم خمیده (بته‌جقه) را نیز در شاهنامه آورده است. آنجا که فلسفه تسلیم ظاهری در برابر پیر دهر را روایت می‌کند و می‌سراید: چو سرو سهی گوژ گردد به باغ/ بدو بر شود تیره روشن چراغ. در رباعیات حکیم عمر خیام نیز سرو با وجهی فلسفی نمود پیدا می‌کند تا ابزاری برای پرسش از حکمت نقاش ازل باشد: هر چند كه رنگ و روی زیباست مرا/ چون لاله، رخ و چو سرو، بالاست مرا معلوم نشد كه در طربخانه خاک/ نقاش ازل بهر چه آراست مرا دامنه معنایی سرو در شعر غنایی ایران بسیار گسترده‌تر است. در اشعار سعدی این درخت به یکی از استعاره‌های کلیدی و محوری در توصیف آزادگی تبدیل می‌شود. تعبیر «سرو آزاد» که در ادبیات فارسی رواج فراوان دارد، از این نگرش سعدی سرچشمه می‌گیرد که سرو را به دلیل بی‌نیازی از بار میوه و تعلقات، نمادی از رهایی از وابستگی‌های مادی و جلوه‌ای از فردوس برین روی زمین می‌داند: نپندارم كه در بستان فردوس/ بروید چون تو سروی بر لب جوی تجلی سرو در شعر سعدی گاه لایه‌های عمیق‌تری از پیوندهای ناخودآگاه با تاریخ را هم افشا می‌کند. آنجا که سر بریدن سرو کاشمر را کنایه می‌گیرد و در سوگ به یغما بردن آن «سرو روان» می‌سراید: محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان/ کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می‌رود در این شعر ترکیب «سرو روان» و حرکت دادن آن بار گران بر پشت شتران، یادآور داستان قطع سرو کاشمر و حمل آن با شترها به سوی بغداد در عهد متوکل عباسی است. مولانا جلال‌الدین بلخی نیز از ظرفیت‌های استعاری این درخت بهره برده و گاهی یار را به «سرو خرامان» تشبیه کرده و گاه نیز در بعد عرفانی، مومنان را به آزادی و رهایی همچون سرو فرا خوانده است: ای گروه مومنان شادی كنید/ همچو سرو و سوسن آزادی كنید. اوج درخشش معنایی سرو در غزل حافظ شیرازی تجلی می‌یابد. چنانچه گویی خواجه شیراز چکیده و عصاره تمام کاربردهای اسلافش را در دیوان خود جمع کرده است. سراسر دیوان غزلیات حافظ مملو از توصیفاتی چون «سرو بلند»، «سرو چمان»، «سرو سهی»، «سرو خرامان»، «سرو ناز» است که اتفاقا بیشتر آن‌ها از حد شعر فراتر رفته و به ضرب‌المثل‌های کاربردی در زبان فارسی تبدیل شده‌اند. سرو حافظ در مرز میان زیبایی ظاهری معشوق و رهایی و آزادگی حرکت می‌کند. از یک سو نمادی از قامت بلند یار است که میل به عاشق ندارد: «سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند» و از سوی دیگر مظهر رهایی و استواری است: نه هر درخت تحمل كند جفای خزان/ غلام همت سروم كه این قدم دارد علاوه بر شاعرانی که از آن‌ها نام برده شد، در طول قرن‌های متمادی، شاعران و نویسندگان سبک‌های ادبی مختلف به‌تناوب از سرو استفاده کرده‌اند و بارها مفهوم آن را صیقل دادند، اما شاید بتوان گفت که تحول بنیادین مفهوم سرو در شعر و ادبیات معاصر ایران با آغاز جنبش مشروطه و شکل‌گیری ادبیات ملی‌گرایانه رقم خورد و مفهوم سرو از ساحت غزل و عرفان به پهنه سیاست، اجتماع و مام میهن نیز گسترش یافت. عارف قزوینی، شاعر عصر مشروطه، تصویر سرو را با سرنوشت ایران و جان‌باختگان راه آزادی پیوند زد و در تصنیف جاودانه خود، مفهوم سرو به‌خاک‌افتاده و خمیده را نمادی از سوگ ملت در رثای جوانان وطن دانست: از خون جوانان وطن لاله دمیده/ از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده این سنت پایداری و استقامت معاصر در  شعر نیمایی و شعر سپید نیز ادامه یافت. برای نمونه در شعر «هزاره دوم آهوی کوهی» استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، این سرو اساطیری کاشمر است که از «نهان‌سوی قرون» سر برمی‌آورد تا «خرمی خاطر یاران» باشد: سبزی سرو قد افراشته‌ کاشمر است کز نهان‌سوی قرون می‌شود در نظر این لحظه، پدیدار مرا در غزل هوشنگ ابتهاج (سایه) هم سرو ماموریت دارد که بیرق امید و پایداری را برافراشته نگه دارد: تو قامت بلند تمنایی ای درخت همواره سبز باش که در گرم‌گاه شرق روشن شود ز روی تو چشمان آفتاب دلا این یادگار خون سرو است جالب است بدانیم که مفهوم نوین سرو به ادبیات داستانی، هنرهای نمایشی و حتی سینمای معاصر ایران نیز راه یافت. بدین ترتیب، سرو در بستر تاریخ ادبیات و هنر این مرزوبوم، فرایندی پویا را از اسطوره‌های زرتشتی و حماسه‌های ملی تا تغزل و در نهایت شعر و هنر اجتماعی پیموده و به عنوان الگوی بلامنازع استواری، آزادگی و کمر خم نکردن در برابر تندباد حوادث، در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شده است. برای همین است این روزها که ایرانیان داغی عمیق بر دل دارند و در سوگ جمعی هزاران سرو به‌خاک‌افتاده عزادارند، استفاده از نماد سرو در آثار هنری معاصر به شکل معناداری افزایش یافته و موجی فراگیر را از پهنه هنرهای کاربردی نظیر تابلوهای نقاشی، تابلوفرش‌ها، گلدوزی و پته‌دوزی تا بطن شبکه‌های اجتماعی رقم زده است. این بازخوانی هنری ریشه در یکی از کهن‌ترین آیین‌های سوگواری این سرزمین دارد. ایرانیان از دیرباز رسم داشتند در سوگ عزیز از دست رفته، درخت و به‌خصوص درخت سرو بکارند، خاصه اگر آن جان گرامی، جوانی در آستانه شکوفایی بود. بنابراین می‌توان این‌گونه تلقی کرد که این آیین دیرینه، امروز در بستر رنج‌های جامعه به نشانه‌ای برای زنده نگاه داشتن یاد جاویدنامان انقلاب ملی ایران تبدیل شده است. این پیوند سرخ میان خون، خاک و خرمی همیشگی سرو، همان مفهوم عمیقی است که هوشنگ ابتهاج به تصویر می‌کشد تا گواهی بر زایش دوباره از پس هر خزان باشد: ز هر خون دلی سروی قد افراشت/ ز هر سروی تذروی نغمه برداشت صدای خون در آواز تذرو است/ دلا این یادگار خون سرو است ایراندرخت سرونماد سروسرو ابرکوهسرو کاشمرزرتشتنماد پایداریسرو در شعر و ادبیاتسرو در هنر معاصربته‌جقههنرهای باستانتاریخ اساطیرینقش تکرارشونده سرو در هنر ایرانی، به‌ویژه در پارچه‌های قلمکار و دیگر هنرهای سنتی، بازتابی از مفهوم کهن «درخت زندگی» در فرهنگ ایران باستان استسایه رحیمیسه شنبه, ژوئن 9, 2026 - 22:30 <p>نماد سرو در نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید‌ و یک کاشی‌کاری ــ astours</p> فرهنگ و هنرrelated nodes: از سرو ابرکوه تا انجیر معابد قشم؛ تجسم پیوند زمین و زندگی در ایرانقنات باستانی نبادان خشک شد؛ حیات سرو ابرکوه به خطر افتادچرا زرتشتی‌ها سوگواری ندارند؟‌Type: newsSEO Title: سرو؛ روایت آزادگی، استقامت و سربلندی در فرهنگ ایرانInner related node: از سرو ابرکوه تا انجیر معابد قشم؛ تجسم پیوند زمین و زندگی در ایرانقنات باستانی نبادان خشک شد؛ حیات سرو ابرکوه به خطر افتادچرا زرتشتی‌ها سوگواری ندارند؟‌copyright: 
مشاهده در سایت منبع

اخبار دیگر

مشاهده همه خبرها
سندرم جهان موازی؛ از حسین شریعتمداری‌ها تا رجزخوانان خیابانی

سندرم جهان موازی؛ از حسین شریعتمداری‌ها تا رجزخوانان خیابانی

سندرمی در میان مسئولان نظام و طرفداران سرسخت آن فراگیر شده است: زندگی در جهان موازی؛ جایی که در آن جمهوری اسلامی فاتح جنگ است. این توهم سیستمی است که از راس نظام تا خیابان سرایت کرده و قدرت ساختن سیاست دارد.

ترامپ درباره توافق با جمهوری اسلامی: آنها مدام ما را سر می‌دوانند

ترامپ درباره توافق با جمهوری اسلامی: آنها مدام ما را سر می‌دوانند

دونالد ترامپ، رییس جمهوری ایالات متحده، درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت: «آنها مدام ما را سر می‌دوانند. خواهیم دید با توافق چه می‌شود.» ترامپ افزود: «جمهوری اسلامی به‌هیچ‌وجه نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد و نخواهد د...

"امیدوارم اینترنت قطع نشود”؛ روایت زندگی‌های وابسته به اینترنت

"امیدوارم اینترنت قطع نشود”؛ روایت زندگی‌های وابسته به اینترنت

در سایه تشدید تنش‌ها و اظهارات تازه دونالد ترامپ، نگرانی از بازگشت کامل جنگ بالا گرفته اما برای بسیاری از مردم، ترس دیگری هم وجود دارد، قطع اینترنت. در این بی‌ثباتی یک پرسش تکرار می‌شود: «اینترنت دوباره قطع خواهد شد؟»

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه جمهوری اسلامی رای داد

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه جمهوری اسلامی رای داد

شورای حکام ۳۵ عضوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز چهارشنبه ۲۰ خرداد قطعنامه‌‌ای را تصویب کرد که از رژیم ایران می‌خواهد درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود روشنگری کند و به بازرسان اجازه دهد این ذخایر را راستی‌آزمایی کنند....

قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی در شورای حکام تصویب شد

قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی در شورای حکام تصویب شد

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چهارشنبه ۲۰ خرداد قطعنامه‌ای را علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی تصویب کرد و از تهران خواست هرچه زودتر ذخایر باقی‌مانده اورانیوم غنی‌شده خود را اعلام کند و به بازرسان اجازه دهد این...