گیشه/خبر

تهران باران خفیف ۷.۵° / ۱۴.۲° باد ۱۳.۳ km/h بارش ۱.۵ mm قابل قبول (۸۴)
بلایا در حال حاضر هشدار فعالی برای ایران ثبت نشده است.
BTC Bitcoin $78,250.00 +۵.۲۰% 74,045.00 / 78,194.00
تهران ایران ۲۰:۵۵:۲۴ UTC+3:30 Asia/Tehran

تنگه هرمز؛ برگ برنده یا پاشنه آشیل جمهوری اسلامی؟

منبع: ایندیپندنت | زمان:
تنگه هرمز؛ برگ برنده یا پاشنه آشیل جمهوری اسلامی؟
ایالات متحده شش هفته پس از آغاز جنگ با جمهوری اسلامی ایران، از روز دوشنبه ۱۳ آوریل برای محاصره دریایی تنگه هرمز اقدام کرد. باور غالب این است که جنگ اخیر باعث شد تهران به این نتیجه برسد که کنترلش بر این تنگه، یک اهرم فشار قدرتمند برایش محسوب می‌شود. در این روایت حتی از تنگه هرمز به مثابه «سلاح هسته‌ای واقعی» تهران تعبیر می‌شود، زیرا جمهوری اسلامی توانست از این گلوگاه برای تهدید کشتی‌رانی جهانی استفاده کند، در برابر حملات قدرتمندترین نیروی هوایی جهان مقاومت کند، خواسته‌های واشنگتن برای صلح را رد کند و در نهایت به برتری بر دشمن خود دست پیدا کند. سران جمهوری اسلامی هم بارها با افتخار در درباره قدرت این اهرم لاف زده‌اند و حتی بسیاری از تحلیل‌ها در رسانه‌های غربی نیز این تنگه را سلاحی قدرتمند در زرادخانه تهران توصیف کرده‌اند. با این حال میعاد ملکی، تحلیلگر فارن افرز، معتقد است که این تصویری اغراق‌آمیز و روایتی اشتباه است، زیرا هیچ کشوری به اندازه خود ایران در برابر بسته‌ شدن طولانی‌مدت تنگه هرمز آسیب‌پذیر نیست. درست است که تا پیش از آغاز جنگ، حدود ۲۰ درصد نفت خام موردنیاز جهان از تنگه هرمز عبور می‌کرد، باید توجه داشت که بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی جمهوری اسلامی ایران نیز از همین تنگه باید عبور کند. تهران حتی پیش از محاصره دریایی آمریکا نیز برای عبور دادن محموله‌های حیاتی برای اقتصاد خود از این مسیر، با مشکلات جدی روبرو بود و محاصره اخیر، صادرات جمهوری اسلامی ایران‌ــ‌ مهم‌تر از همه نفت‌ــ و البته محصولات پتروشیمی و نیز واردات بخش عمده‌ای از غلات موردنیاز این کشور را مختل خواهد کرد. تنها چند هفته محاصره می‌تواند این کشور را با کمبود موادغذایی مواجه کند. از طرفی به دلیل محدودیت مخازن ذخیره نفت، مجبور شود استخراج از چاه‌های نفتی بزرگ را کاهش دهد یا متوقف کند که می‌تواند به این زیرساخت‌های آن آسیب دائمی وارد کند. در واقع بستن تنگه هرمز نتوانست برای جمهوری اسلامی یک اهرم فشار پایدار و موثر برای اعمال نفوذ در بلندمدت ایجاد کند، بلکه نشان داد که نیروهای نظامی خارجی می‌توانند اقتصاد آن را فلج و از این راه بر حکومت اعمال قدرت کنند. خویشتنداری اجباری این ادعا که تنگه هرمز «برگ برنده» تهران است،‌ برداشتی وارونه به نظر می‌رسد،‌ زیرا رژیم ایران با بستن تنگه هرمز، در واقع هر دو مسیر حیاتی اقتصاد خود‌ــ هم صادرات و هم واردات‌ــ را قطع کرد. بر اساس داده‌های بانک مرکزی ایران و براوردهای سازمان اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴، هیدروکربن‌ها بین ۶۵ تا ۷۵ درصد از کل درآمد صادراتی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می‌دادند. تقریبا تمام این صادرات (حدود ۹۲ تا ۹۶ درصد) باید از تنگه هرمز عبور کنند و تقریبا همگی از یک پایانه واحد در جزیره خارگ بارگیری می‌شوند. برخلاف عربستان سعودی و امارات متحده عربی که برای انتقال نفت خود از طریق خط لوله‌های جایگزین، ظرفیت‌های قابل‌توجهی ایجاد کرده‌اند، جمهوری اسلامی ایران فاقد مسیر صادراتی جایگزین کارآمد است. این کشور در سال ۲۰۲۱ رسما از احداث خط لوله «گوره–جاسک» خبر داد؛ مسیرى از یک ایستگاه پمپاژ داخلی به پایانه‌ای در دریای عمان با ظرفیت اسمی ۳۰۰ هزار بشکه در روز، اما این مسیر در عمل، به‌دلیل زیرساخت‌های ناتمامش به‌شدت محدود است. چنانچه در تابستان ۲۰۲۴، کمتر از ۷۰ هزار بشکه در روز بارگیری داشت و پایانه آن از اکتبر ۲۰۲۴، حدود ۱۷ ماه غیرفعال شد. تنها یکی از سه بازوی بارگیری دریایی برنامه‌ریزی‌شده نصب و کمتر از نیمی از ۲۰ مخزن ذخیره‌سازی تکمیل شده‌اند. بنابراین تهران از طریق این خط لوله نمی‌تواند از پیامدهای بسته شدن هرمز در امان بماند. واردات جمهوری اسلامی هم به همان اندازه آسیب‌پذیر است. ایران بزرگ‌ترین واردکننده غلات و دانه‌های روغنی در خاورمیانه است. از حدود ۳۰ میلیون تن غله‌ای که هر سال وارد بازارهای خلیج فارس می‌شود، حدود ۱۴ میلیون تن به ایران می‌رسد که همه از راه دریا و از همین تنگه هرمز تامین می‌شوند. وقتی تنگه بسته شد، ارسال غلات به بندر اصلی این کشور، یعنی بندر امام، تقریبا متوقف شد. ایران سعی کرد بندر چابهار را جایگزین کند، اما ظرفیت چابهار کمتر از یک‌پنجم بندر امام است. زنجیره تامین دارو و تجهیزات پزشکی هم دچار اختلال شده است. بلومبرگ و برخی رسانه‌های دیگر در اواخر مارس ادعا کردند که ایران با بستن تنگه هرمز، روزانه بیش از ۱۰۰ میلیون دلار درآمد بیشتر به دست می‌آورد، زیرا صادرات رقبایش را در منطقه خلیج فارس متوقف کرده است، اما این ادعا عمدتا بر یک «ترفند حسابداری» استوار است: تمرکز بر داده‌های بارگیری نفتکش‌ها، نه فروش واقعی یا دریافت پول. به این معنی که رقم حدود ۱۳۹ میلیون دلار در روز بر اساس «داده‌های بارگیری» محاسبه شده است؛ یعنی مقدار نفت خامی که از دو پایانه خارگ و جاسک به داخل نفتکش‌ها پمپ می‌شود، نه نفتی که تحویل داده و پول آن پرداخت می‌شود و نه درآمدی که تهران به آن دسترسی دارد. برای جمهوری اسلامی ایران در زنجیره اقدام‌هایش به منظور دور زدن تحریم‌ها، بارگیری، تحویل و پرداخت، مراحلی جداگانه‌‌اند و مخلوط کردن آن‌ها، عددی را به دست می‌دهد که سقف است، نه کف. تهران قبلا در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ هم که قادر به یافتن خریدار در مقیاس وسیع نبود، نفتکش‌هایش را به مخازن ذخیره‌سازی شناور تبدیل کرد تا از کاهش تولید جلوگیری کند. در ماه مارس نیز رویکرد مشابهی اتخاذ کرد: انتقال نفت به نفتکش‌های روی دریا که هم نوعی راهکار حفاظتی در برابر خطر حملات بیشتر بود و هم ظاهر تداوم تولید را حفظ می‌کند. در اوایل ماه مارس، میزان نفت خام ایران ذخیره‌شده روی آب به رکورد تاریخی حدود ۱۹۰ تا ۲۰۰ میلیون بشکه رسید. دقیقا به این دلیل که بارگیری افزایش یافت، اما بر اساس گزارش‌ها، میزان تخلیه نفت خام در پایانه‌های چین کاهش یافته بود. Read More This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field) تهران پیش از جنگ هم نفت خود را حدود ۱۰ دلار در هر بشکه، کمتر از قیمت جهانی می‌فروخت که هزینه دور زدن تحریم‌ها بود. این تخفیف موقتا کاهش یافت، اما سهم درآمدی ایران از فروش نفت همچنان پایین است، زیرا واسطه‌ها، دلالان و شرکت‌های صوری در هر مرحله از زنجیره دور زدن تحریم‌ها، کمیسیون‌های اضافی دریافت می‌کنند و حاشیه سود هر بشکه را کاهش می‌دهند. آنچه باقی می‌ماند، عمدتا در حساب‌هایی در چین به یوآن انباشته می‌شود که جمهوری اسلامی ایران به دلیل تحریم‌ها قادر به تبدیل یا انتقال آن‌ها نیست. پیش از محاصره آمریکا، تهران تلاش می‌کرد واردات و صادراتش از تنگه هرمز ادامه یابد اما توانایی آن محدود بود. مشکلات دیگر مثلا اینکه مین‌های دریایی بین کشتی‌های ایرانی و غیرایرانی تفاوت قائل نمی‌شوند هم وجود داشت. از طرفی و وابستگی تهران به سازوکارهای پیچیده دور زدن تحریم‌ها، به این معنا است که کشتی‌های حامل نفت ایران لزوما با پرچم جمهوری اسلامی حرکت نمی‌کنند و این امر بستن گزینشی تنگه را دشوار می‌کند. نفت ایران اغلب بین کشتی‌ها منتقل می‌شود و گاهی حتی ناخداها و مقام‌های مربوطه در ایران نیز نمی‌دانند کدام نفتکش‌ها حامل نفت ایران‌اند. از بد به بدتر یک محاصره کامل از بستن تنگه از سوی خود جمهوری اسلامی ایران، بسیار ویرانگرتر خواهد بود، زیرا انتقال روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفتی را که ایران پیش‌تر روی نفتکش‌ها بارگیری می‌کرد، مختل خواهد کرد و روزانه حدود ۲۷۶ میلیون دلار از درآمد صادراتی و ۱۵۹ میلیون دلار از واردات این کشور را از بین می‌برد. محاصره همچنین دسترسی به مواد اولیه موردنیاز صنایع، ماشین‌آلات و کالاهای مصرفی را قطع می‌کند. از طرفی می‌تواند به زیرساخت نفتی ایران آسیب دائمی وارد کند. ظرفیت ذخیره‌سازی نفت روی خشکی ایران بین ۵۰ تا ۵۵ میلیون بشکه است که پیش از محاصره نیز حدود ۶۰ درصد آن پر بود. اگر محاصره موفق باشد و ناوگان سایه جمهوری اسلامی نتواند به پایانه‌ها برسد و از بارگیری میلیون‌ها بشکه در روز جلوگیری شود، این ظرفیت ذخیره‌ ظرف چند هفته پر خواهند شد. پس از آن، ایران ناچار است تولید چاه‌ها را کاهش دهد، اما کاهش یا توقف استخراج از یک چاه نفتی بزرگ می‌تواند به زیرساخت و ترکیب شیمیایی آن آسیب بزند و بهره‌وری آن در آینده را برای همیشه کاهش دهد. از طرفی راه‌اندازی مجدد چاه‌های متوقف‌شده می‌تواند باعث ورود آب به بخش پایینی آن‌ها شود؛فرایندی موسوم به «مخروطی شدن آب» که خود موجب آسیب بیشتر می‌شود. توقف اجباری استخراج نفت می‌تواند تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید را برای همیشه از بین ببرد که به معنی میلیاردها دلار درآمد سالانه است. جمهوری اسلامی از تامین سوخت موردنیاز در داخل کشور نیز ناتوان است. با وجود ذخایر نفتی عظیم ، پالایشگاه‌های فرسوده آن تنها می‌توانند حدود ۲۶ میلیون گالن (۹۸.۴ میلیون لیتر) بنزین در روز تولید می‌کنند، در حالی که مصرف روزانه داخلی از ۳۰ میلیون گالن (۱۱۳.۶ میلیون لیتر) فراتر است. تهران این کسری دائمی را با واردات سالانه حدود دو میلیارد دلار بنزین، عمدتا از طریق مبادلات دریایی از مسیر امارات، جبران می‌کرد. بستن گزینشی تنگه هرمز این مبادلات را تقریبا کاملا متوقف کرد و محاصره دریایی آمریکا همین مقدار اندک را نیز از بین خواهد برد. علاوه بر این، ایران فاقد ذخایر راهبردی سوخت است. بر اساس براوردهای پیش از محاصره، تهران حدود ۴۰۰ میلیون گالن (۱.۵۱۴ میلیارد لیتر) بنزین و ۳۴۰ میلیون گالن (۱.۲۸۸ میلیارد لیتر) گازوئیل در اختیار داشت که معادل حدود ۱۲ روز مصرف داخلی و بسیار کمتر از استاندارد ۹۰ روزه آژانس بین‌المللی انرژی برای واردات خالص بود. پس از حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات ذخیره‌سازی نفت ایران، تهران سقف کارت‌های سهمیه سوخت دولتی را (که میزان بنزین یارانه‌ای قابل‌خرید در هر بار مراجعه را محدود می‌کند) از ۷ گالن (۲۶.۵ لیتر) به ۵.۳ گالن (۲۰.۱ لیتر) کاهش داد. رژیمی که ادعا می‌کند مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان را کنترل می‌کند، حتی نمی‌تواند بنزین موردنیاز برای دو هفته در پمپ‌بنزین‌های خود را تامین کند. گل به خودی؟ تهران ادعا می‌کند که اقتصاد جهان را تحت فشار قرار داده است، اما این روایت، ژست تاکتیکی را با تاب‌آوری راهبردی اشتباه می‌گیرد. نفتی که به نفتکش‌ها پمپ می‌شود، لزوما نفت فروخته‌شده نیست و صادرات اسمی هم درآمد واقعی محسوب نمی‌شود. گلوگاهی هم که ایران تهدید به بستن آن می‌کند، در درجه نخست، همان گلویی است که خود ایران هم از آن نفس می‌کشد. برخی ممکن است تصور کنند که دولت ترامپ عقب‌نشینی خواهد کرد و پیش از آنکه تهران شرایط او را بپذیرد، در واکنش به افزایش قیمت سوخت، محاصره را لغو می‌کند. با این حال باید توجه داشت که رژیم ایران از پیش نیز شکننده بود و تحمل مردم ایران در برابر فشارهای اقتصادی به سر آمده بود. اندکی پیش از آغاز جنگ، در دی‌ماه، ایران صحنه موجی از اعتراض‌ها بود که آن‌قدر برای بقای رژیم تهدیدآمیز شد که برای بازگرداندن آرامش نسبی، به کشتار ده‌ها هزار نفر از مردم خود متوسل شد. ارزش ریال در بازار آزاد هم به‌شدت سقوط کرده است و بانک‌های ایران میزان برداشت روزانه مردم را محدود کرده‌اند. در ماه مارس، رژیم بزرگ‌ترین اسکناس تاریخ خود، یعنی ۱۰ میلیون ریالی را منتشر کرد که ارزشی حدود هفت دلار دارد. این رژیم می‌داند که نمی‌تواند سقوط بیشتر ریال، کمبود سوخت و کمبود گسترده مواد غذایی را تحمل کند. شاید همین موضوع یکی از دلایلی باشد که تنها چند هفته پس از کشته شدن رهبرش در حملات آمریکا و اسرائیل، به بالاترین سطح تعامل با مقام‌های آمریکایی از زمان انقلاب اسلامی تن داد. نفت و گاز حدود ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی و ۸۰ درصد درآمد صادراتی جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهند و مسیرهای جایگزین به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند این کاهش را جبران کنند. محاصره ادامه مقاومت را از نظر اقتصادی، ناممکن می‌کند و تنگه هرمز احتمالا نه سلاح پنهان تهران، بلکه «پاشنه آشیل» و عامل سقوط آن خواهد شد. ایرانجمهوری اسلامیآمریکاایالات متحده آمریکاتنگه هرمزمین‌گذاری تنگه هرمزبسته شدن تنگه هرمزباز کردن تنگه هرمزمحاصره تنگه هرمزجنگ آمریکا با ایرانجنگ خاورمیانهدرست است که تا پیش از آغاز جنگ، حدود ۲۰ درصد نفت خام موردنیاز جهان از تنگه هرمز عبور می‌کرد، باید توجه داشت که بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی جمهوری اسلامی ایران نیز از همین تنگه باید عبور کندایندیپندنت فارسیجمعه, آوریل 17, 2026 - 12:15 <p dir="rtl">تصویر تنگه هرمز و کشتی‌های در حال عبور در آن‌ــ تابناک </p> دیدگاهrelated nodes: محاصره تنگه هرمز می‌تواند به جنگ پایان دهد؟محاصره دریایی به «شاهرگ اقتصادی» جمهوری اسلامی ضربه می‌زندتهران نمی‌تواند روی تنگه هرمز حساب کندSEO Title: تنگه هرمز؛ برگ برنده یا پاشنه آشیل جمهوری اسلامی؟Inner related node: محاصره تنگه هرمز می‌تواند به جنگ پایان دهد؟محاصره دریایی به «شاهرگ اقتصادی» جمهوری اسلامی ضربه می‌زندتهران نمی‌تواند روی تنگه هرمز حساب کندcopyright: 
مشاهده در سایت منبع

اخبار دیگر

مشاهده همه خبرها
حمله جمهوری اسلامی به کمپ‌های حزب دموکرات کردستان ایران چند کشته و زخمی برجا گذاشت

حمله جمهوری اسلامی به کمپ‌های حزب دموکرات کردستان ایران چند کشته و زخمی برجا گذاشت

حزب دموکرات کردستان ایران اعلام کرد در پی حمله پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی به کمپ‌های غیرنظامی این حزب در اقلیم کردستان، سه نفر کشته و چند نفر زخمی شدند. شاهین آذربرزین در حمله ظهر پنجشنبه کشته شد و در حمله‌ای دیگر دو پ...

تشکر دو بازیکن فوتبال زنان ایران از استرالیا برای "پناه امن"

تشکر دو بازیکن فوتبال زنان ایران از استرالیا برای "پناه امن"

فاطمه پسندیده و عاطفه رمضان‌زاده، دو بازیکن فوتبال زنان ایران از استرالیا برای اعطای "پناه امن" تشکر کرده‌اند. آن‌ها خاطرنشان ساخته‌اند که پس از بازسازی زندگی خود، می‌خواهند فعالیت ورزشی‌شان را ازسر بگیرند.

پس از اعلام باز شدن تنگه هرمز؛ سقوط ۱۰ درصدی قیمت نفت و رشد بازار سهام آمریکا

پس از اعلام باز شدن تنگه هرمز؛ سقوط ۱۰ درصدی قیمت نفت و رشد بازار سهام آمریکا

پس از اعلام باز بودن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، قیمت نفت بیش از ۱۰ درصد کاهش یافت و بازار سهام آمریکا رشد کرد. نفت برنت، شاخص جهانی قیمت نفت، اکنون در حدود ۸۹ دلار در هر بشکه معامله می‌شود؛ سطحی که برای نخستین بار ا...

دونالد ترامپ: بیشتر نکات اصلی توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است

دونالد ترامپ: بیشتر نکات اصلی توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است

دونالد ترامپ اعلام کرد توافق برای پایان دادن به جنگ علیه جمهوری اسلامی تا حد زیادی نهایی شده است. او گفت: «بیشتر نکات اصلی نهایی شده‌اند. این روند خیلی سریع پیش خواهد رفت.» ترامپ افزود گفت‌وگوها درباره یک توافق پایدار «ا...

دونالد ترامپ: آمریکا برای دریافت اورانیوم وارد ایران خواهد شد

دونالد ترامپ: آمریکا برای دریافت اورانیوم وارد ایران خواهد شد

دونالد ترامپ گفت آمریکا با «آهنگی آرام» وارد ایران خواهد شد تا اورانیوم غنی‌شده جمهوری اسلامی را بازپس بگیرد و آن را به آمریکا منتقل کند. او گفت که این روند با «همکاری» جمهوری اسلامی انجام خواهد شد. ترامپ تاکید کرد در چا...